شعری زیبا از شاعر خوش قریحه و زیبا نویس.. فریا یونسی .. حیفم آمد با ترجمەی ھر چند ناقصم دوستان فارس زبان را یک لحظە مھمان این زیبایی و شیرینی نکنم.


بە بھانەات نمی‌دھم این بیداد
این سرگذشت را داستان نخواھم کرد
بیا پایان دھیم 
دوریِ تو 
و
صَبوریِ من
رقیبانِ اندرون را
بیا بیرون کنیم و دیگر
مھیای با ھم بودن
من
اینک از درون تو برآورم سَر
بگو بە رھگذران اندازەی سحر:
تصریح گَرِ من
تَعویضِ بی دادم را 
با بھانەاتان برنمی‌تابد
دیگر این بار
از عشقم داستان نخواھد ساخت